تبلیغات
کانون قرآن و عترت - داستان

کانون قرآن و عترت

یکى از دزدان معروف بود یک شب از دیوار خانه اى بالا  رفته  روى دیوار صدای مرد عابدی که صداى آرام  قرآن خواندنش فضا را عطر آگین کرده بود را می شنود :الم یاءن للذین آمنوا تَخشع قلوبهم لذکر اللّه آیا وقت آن نرسیده که مدعیان ایمان قلبشان براى خدا نرم و آرامشود؟ یعنى تا کى قساوت قلب ، تا کى تجرى عصیان ، تا کى پشت به خدا کردن ؟ آیاوقت رو برگرداندن از گناه و رو کردن به سوى خدا نرسیده است


فضیل بن عیاض همین که این آیه را شنید، انگار مخاطب شخص او است ،  گفت : خدایا چرا چرا وقتش رسیده از دیوار پایین آمد و دزدى ، شراب ، قمار، و ....راکنار گذاشت . و تاجایی که ممکن بود  اموال مردم را به خودشان  پس داد، حقوق الهى را ادا کرد و ..... تا بجایى که بعدها یکى از بزرگان گردید، نه فقط مرد باتقوایى شد بلکه مربى و معلمى نمونه براى دیگران گردید.
(گفتارهاى معنوى ، صص 228 – 226)

مردی را فیل مستی دنبال کرده بود، او می گریخت و فیل در تعقیب او بود،تا اینکه فیل به او رسید.آن مرد از ترس داخل چاهی شد و در میان چاه به دو شاخه که در کنار چاه روییده بودند چنگ زده و آویزان شد.ناگهان متوجه شد که دو موش بزرگ که یکی سفید و دیگری سیاه مشغول قطع کردن ریشه های آن دو شاخه هستند


نظری به زیر پای خود افکند ، دید چهار افعی سر از سوراخ های خود بیرون آورده اند ، و چون نظری به قعر چاه انداخت دید اژدهایی دهان گشوده که هر کس به چاه می افتد او را می بلعد . چون بالای سر خود را نگاه کرد دید  که سر آن دو شاخه کمی  عسل  است،پس مشغول لیسیدن عسل شد و لذت شیرینی عسل او را از آن مارها که نمی داند چه وقت او را خواهند گزید و از مکر آن اژدها که نمی داند وقتی در دهان آنها بیفتد چه اتفاقی می افتد غافل  گردانید.


دوستان  این چاه،  چاه دنیاست که پر است از آفتها و بلاها و مصیبتها و آن دو شاخه عمر آدمی است و آن دو موش سیاه و سفید شب و روز هستند که عمر آدمی را پیوسته پیش برده و به پایان می برند. و آن چهار افعی اخلاط چهارگانه اند،(سوداء،صفراء و بلعم و خون) هستند که به منزله زهرهای کشنده ای هستند که آدمی نمی داند چه وقت آنها به هیجان می آیند و صاحب خود را  می کشند ، و آن اژدها مرگ است، که منتظر است و پیوسته در طلب انسان است، و آن عسل که فریفته شده بود و او را از همه چیز غافل کرده بود، لذت ها و خواهش ها و نعمت ها و عیش های دنیاست.(1)


عزیزان  برای غفلت آدمی از مرگ و هول و هراس های پس از آن و اشتغالش به لذّات زودگذر و فانی دنیا ،  این مثال مثال خوبی است پس شایسته است که خوب در آن دقت و فکر کنیم  


1)  عین الحیات ،جلد 1 ،  ص 526


نوشته شده در سه شنبه 22 دی 1388 ساعت 02:35 ب.ظ توسط کانون قرآن و عترت نظرات |

قالب جدید وبلاگ پیجك دات نت